S02: Episode: Its ok if I Am the Object of Your Desire.

روز قیامتی اگر در کار باشه به نظرم اون تعریفی که ازش میکنن باید درست باشه.یعنی اگر واقعا یه حقیقتی باشه و تو در اون روز متوجه اون بشی و اون رو درک کنی، خوب هرکار که کردی خود به خود یادت میاد که اگر در تضاد با این حقیقتی بوده که الان درک کردی، دلت میسوزه و خودت رو نفرین میکنی.کاری نداره واقعا پیش بینیش. این که میگن روز قیامت یه سری افسوس میخورن، خوب، خود به خود اینطور میشه. این در نهاد همه ماست. همه شما این نوع دل سوختن رو درک کردین. این که یه فرصت، یه شانس رو ازد دست دادین یا غافل بودین. این که تو دلت به خودت میگی: حیف. منفعت خوبه دیگه. بده ؟
چه تضمینی برای درست بودن همه این حرفا وجود داره ؟ این که هستیم ؟ . پس این چی میشه که "کلا که چی ؟". چرا اصلا از یک حقیقتی باید غافل بشویم که اینطور بشود و آنطور بشود و تهش یک عده افسوس بخورند که چرا به خود نیامدند و یک عده هم سرمست و مغرور هوشیاری‌شان باشند؟ اینطور نبوده که فکر کردیم ؟ چطوریه پس؟ چون اگر خدایی باشه این دنیا و این افتضاح ازش بعیده باید حتما اینجا یه خبری باشه که ما اینجاییم. چون آخه در نهایت اصلا چرا بیگ بنگ شد ؟ چرا هرچیز دیگه ای شد ؟ چرا ما شدیم ؟ چرا اصلا در دنیا خبرهایی شد؟ از کجا ؟ چرا اون درک رو ندارم که بپذرم منشعی لازم است یا خیر ؟
ما همه داستان رو نمیدونیم.