برسد به دست خودم: safety first

یک فعل و انفعال شدید و متلاطم مثل  دریایی شدید الموج و خشمگین میان دو قطب خیر و شر من شکل میگیرد و زبانه میکشد و میسوزد و تقلا میکند و به حالتی عالی تر و نسبتا پایدار تری میرسد تا شخص واحدی شکل گیرد که من هستم. یک شخص برتر و دوم که تسلط کافی بر هر دو حالت دیگرم را دارد. من معمولا اواخر پاییز میآیم و تا اویل تابستان بیشتر دوام ندارم بنابراین این نوشته را برای خودم درایامی که نیستم مینویسم تا بیشتر کنار خودم باشم و به خودم کمک کنم تا بتواند من را هر بار بیشتر و بیشتر زنده نگه دارد تا زمانی که فقط من بمانم و احتمال شکستمان را کاهش دهم. غفلت ما باعث شده دیگران را بیش از حدی که سزاوار است آزار دهیم و متوجه خلائی عجیب شده ام میان آنچه هر بار هستم‌و‌نیستم و آنچه دیگران میبنند. همه چیز آنقدر جدی شده که دیگر نمیتوانم توجیهات خوبی برای کوچیکترین چیزها پیدا کنم.توجیهاتی که ابتدا خودم را قانع کند.بنابراین بهتر است تا زمانی که من کاملا مسلط نشده ام از برقراری ارتباط عاطفی یا هرنوع رابطه ای که میان یکی از شما دو "حالت" دیگرتنش ایجاد کند پرهیز شود تا منجر به عذابِ خاطر از شکستن و درگیری احساساتم و بروز حس ظلم بر "یکی مثل خودم" نشود. 
safety first

Post a Comment