دراگ دیلر

عجب شب خوبی ، عجب سیگاری
عجب سیب شیرینی ، عجب کامی بگیرم .
عجب چه خونی جاریه ، جرعه جرعه ، چه کامی بگیریم .
عجب سازی  چه نوایی ساریه . باید از ساز شیپورش کام بگیرم . 
عجب حالی عجب فازی ، باید از سیگار سبز کام بگیرم . 
چه کامی ، چه کامی ، چه کامی . باید امشب سه‌کام بگیرم . 
عجب شانسی ، عجب اقبالی . امشب از صتدوق صدقات کام میگیرم . 
عجب سکوتی ، عجب چرخی . باید تا چرخ میچرخه کام بگیرم .
عجب تلاوتی ، عجب قرائتی . باید از ساقیِ اینا کام بگیرم .
عجب غمی تو شادی و شادی تو غمیه ، از غم و شادیش با هم کام میگیرم . 
عجب کوزه گری ، عجب دهری . من از کوزه گر این دهر کام میگیرم . 
عجب شوری ، عجب یاسی . باید تو ناامیدی از امید کام بگیرم . 
چه شبی ، چه همه چی خوب بود . من خوبم اگه بذاری هر شب کام بگیرم .

Post a Comment