امواج بلند - قسمت دوم

- سیگار داریم ، آب داریم ، آتیش داریم دیوار داریم سقف داریم کاش اومیدو هم داشتیم . تا اون شب آخرم که امیدو کشتن ما هنوز امید داشتیم . 
حالش بد بود بیچاره . همش ناله کرد برا ما . نمیدونم چی شد دوستش داشتیم . بعضی آدما اینجوری ان ، هرچقدم بد باشن باز یه جوری میشه آدم خوشش میاد ازشون . 
یه پسر ریشیه هست اون خیلی بچه گلیه هیچ کاری ام نکرده خدا شاهده ، خودش میگه . ولی ابدیه . هرچی ام رفته صحبت کرده بابا اشتباه میکنین بیاین منطقی باشین و اینا حرف حالیشون نشده . ولی امید میگفت آدم تا ابد تو زندان نمیمونه که . اینم یه روز میره .
امید این ویروسه کشتش . سهل انگاری کرد ، دکتر نرفت هی با حال خراب هی هر روز خراب . میمیری خب . 
اینجا رو کرد زندان ناامیدا .
- پسر پسر 
- شما ؟
- میخوام داستان بگم گریه کنم هستی ؟
- داستان بگی گریه کنی که چی ؟
- که یاد بگیری اگه رفتی بیرون برنگردی تو باز . 
همش داستان میگفت . از اول ویروسه گفت دیگه این اواخر داستانایی که میگفت مال دیروز پریروزش بود . همه خودشو گفت . 
درباره امواج بلند موهای یه خانومی هم حرف میزد همش میگفت امواج بلند موهاش امواج بلند موهاش ...
تو همینا غرق میشد .
Post a Comment