قبل از طلوع

داستانی که براتون تعریف میکنم درباره شبه . هرشب ، مثلا دیشب ، امشب یا فردا شب یا یه شب دیگه . اصلا حرفم همینه . یه دیشب داریم یه فرداشب یه امشب ولی چون دیشب و امشب و پریشب من همشون یکی ان من داستانم درباره شبه . چون من شب برا شبه .  یعنی اتفاقا همه شبا مثل امشبه . اون شبی که مثل امشب نیست نداریم . همین . حرفم همینه .اصلا دیشب و امشب و فرداشب مال شما فقط شب رو بدین من . هرشب رو بدین من بقیه شبا ما شما .خاطره دیشب مال شما ، زندگی کردن تو شب مال من .قرار فردا شب مال شما ، بیدار شدن به امید شب مال من . امشب سکسل و الکل مال شما ، شب فکر کردن به شبای شما مال من . 
هرشب راضی خوابیدن مال شما ، هرشب راضی به مرگ بودن مال من . 
شبستان مسجد جای شماست ، کنج حیاطش جای من .
Post a Comment