امواج بلند - قسمت اول

یه صدایی تو سرم هست ، همین جلو سرم . هی حرف میزنه . وقتی کار دارم وقتی با مردم دارم حرف میزنم هم حرف میزنه . آسایشو از من گرفته . همینه همین که الان داره میگه من مینوسم . کاش خفه خون میگرفت . اگه بدونین چه چیزایی میگه . بدترین حرفا رو با آدم میزنه . یه صدای نکره بدی هم داره . ولمون کن تو رو خدا . از بس این تو گوش ما خوند این کارو بکن اون کارو بکن به این وضع افتادیم وگرنه اون اوائل که خیلی بهش گوش نمیدادم خوب بود همه چی ردیف بود صدای قمری میومد صدای دریا میشنیدی به جون خودم . برا همین من یه صداهایی از بچگی یادمه . هر حدسی برامون زد باختیم . همین اواخر حس زد میشه ما رو حرفش حساب کردیم دیگه همه دیدن با چه ذلت وحقارتی نشد . همین دو سه روزه یه چیزایی داره تعریف میکنه که ، بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست :
این داستان درباره مردی است که کارش به بیخ کشیده 

هفت سالش که بود همه بدبختی ها شروع شد. یه ویروس عجیبی گرفت ، تا بیست و سه سالگی آلوده بود . ویروس پیچیده ای بود . خیلیا دیگه ام دارن ولی نمیدونم یه جوری بود از بیرون معلوم نبود تو ام ویروس گرفتی واسه همین یه عده اصلا به رو خودشون نمیارن با همون بدبختی و تب و حال خراب وانمود میکنن سالمن . یه جوری که من خودمم نمیفهمم کی ویروس داره . بعضیام همون اول اصلا تحمل نمیکردن میکندن از زندگی . یه عده ام ویروسی شدن ولی خوشحالن . شاید خوشحالن میخوان با بدبختی بمیرن . یا شایدم یه ویروس دیگه گرفتن که آدما رو عجیب میکنه . همه ویروسی هست این روزا . وقتی مرد به جز من و دو سه تا از بچه های دیگه کسی نمیدونست ویروس داره خدابیامرز . خیلی سختی کشید .اسمشم هیچ وقت نگفت فقط یه بار فهمیدم اون شب آخری که صدای هیشکی نمیومد همه لال شده بودن زیر لبی گفت مامان امیدت . واسه همین از اون موقع میخوان درباره اش حرف بزنن بش میگن امید . گریه میکرد دل دیوارا خون میشد . بعد اومدن بردنش . اینجا خیلیا میگن مامورا رو پیجونده فرار کرده ، یه روزم میاد مارو نجات میده . ولی من میدونم ، مرد . خودم دیدم رفته بود بالا پاهاشو میکوبید رو زمین هی زمین زیر پاش خالی تر میشد آخر خسته شد مرد . دل دیوارا که خون شده بود باز شده بودن ماها بریم نمیدونم چی بود چه حالی بود آدم دلش میخواست بمونه به صدای زجه هاش گوش بده . خریت کردیم .اون روز همش حال شب داشت . از صبحش تا وقتی امیدو بردن خیلی بد موقع بود . انگار همش ٥ صبح بود . از بس از بوی صبح زود بدم میاد . 
- سلامتی موج AM . 
- مامانتون میدونه پادکست غمگین گوش میدین ؟

Post a Comment