دلم نشعگی ناب تخت بودن خیال را میخواهد

دلم حال خوب میخواهد . نشعگی ای که با قرص ها به دست میآورم مصنوعی و به زور است . همین مصنوعی بودنش که یادت میآید ، غمگینت میکند . دلم حال خوب میخواهد. دلم نشعگی ناب میخواهد . وقتی آدم خود به خود خوشحال است، وقتی دل آدم قرص است و خیالش راحت است که آدم هایی که دوستشان دارد حالشان خوب است . دلم نشعگی ناب روزهای بچگی ام را میخواهد در خانه مادربزرگ رو آن ایوان تمیز که برای دو ساعت خوب بودنِ حالم ، لازم نبود دست به دامن هزارجور قرص و عرق باشم. فقط روی ایوان دراز میکشیدم و به لامپ های سقفش نگاه میکردم که حباب مربعی عجیبی داشت . همین شبم را می‌ساخت. دلم نشعگی ناب تخت بودن خیال را میخواهد . چه کنم ؟ نه آن روزها میآیند نه این سیگار لعنتی کام میدهد نه دیگر تحمل خارش و عوارض جانبی قرص ها را دارم . غمگینم . دلم آن روزها را میخواهد که برای خوب شدن حالم کاری بر خلاف میلم نمیکردم . دلم حال خوب میخواهد .
Post a Comment